تبليغاتX
کیمیای هم راهی

کیمیای هم راهی

مرا تو بی سببی نیستی...

سكوت سرشار از نا گفته هاست

هم راهان يگانه سلام و درود

قطعه ای زیبا از مارگوت بیگل شاعر آلمانی با برگردانٍ جاودانه ی احمد شاملو

پيشكش به حضور گرم آناني كه هم راهي هاشان به سا ن دٌر ي ست گران سنگ

به پاسٍ بودنٍ سبزشان.

 

دلتنگی‌هايِ آدمي را باد ترانه‌اي می‌خواند

 
روياهايش را آسمانِ پر ستاره ناديده می‌گيرد

 
و هر دانه برفي ـ به اشكي نريخته مي ماند

 

  سكوت سرشار از سخنان ناگفته است

از حركاتِ ناكرده

اعتراف به عشق‌هاي نهان

و شگفتی‌هاي بر زبان نيامده ...

 

در اين سكوت ، حقيقتِ   ما   نهفته‌ است 
     

 حقيقت تو و من


 

براي تو وخويش چشماني آرزو می‌كنم كه

چراغ‌ها و نشانه‌ها را در ظلمات‌ِمان ببيند 
   

 گوشي كه صداها و شناسه ها را در بي هوشی‌مان بشنود 
      

  براي تو وخويش روحي كه اين همه را در خود گيرد و بپذيرد 
           

و زباني كه در صداقت خود ما را از خاموشي خويش بيرون كشد

و بگذارد از آن چيز ها كه در بندمان كشيده است سخن بگوييم .

 

+   پنجشنبه 28 دی1385/  13:33  /  حسین  | 

سکوت سرشار است

 

+   چهارشنبه 27 دی1385/  13:13  /  حسین  | 

امروز با خیام

تا زهره و مه در آسمان گشت پدید

بهتر زٍ میٍ ناب ، کسی هیچ ندید

 

من در عجبم زٍ می فروشان ، کایشان

به زان چه فروشند چه خواهند خرید

+   چهارشنبه 20 دی1385/  7:34  /  حسین  | 

HAPPY NEW YEAR در انتظار افق روشن

 

 

 

با درود  و شادباش شروع سال نو

به دور از تمامٍ هیاهو های این دنیای بی توصیف

پایان سالٍ ۲۰۰۶ برابر شد با پایانٍ عمر فردی که کودکی و نوجوانیٍ ما با وحشت و هراس از غرشٍ موشک ها و بمب هایش بر فرازٍ شهرهامان شکل گرفت.اما هیچ گاه ، مرگٍ هیچ کس را شادمانی نمی کنیم ...

تنها به انتظار روزی می نشینیم که...

 

روزي ما دوباره کبوترهاي ِمان را پيدا خواهيم کرد
و مهرباني دست ِ زيبائي را خواهد گرفت.



روزي که کم‌ترين سرود

 

 

بوسه است

و هر انسان
براي ِ هر انسان
برادري‌ست.
روزي که ديگر درهاي ِ خانه‌شان را نمي‌بندند

قفل

 

 

افسانه‌ئي‌ست

و قلب
براي ِ زنده‌گي بس است.
روزي که معناي ِ هر سخن دوست‌داشتن است
تا تو به خاطر ِ آخرين حرف دنبال ِ سخن نگردي.

 

روزي که آهنگ ِ هر حرف، زنده‌گي‌ست
تا من به خاطر ِ آخرين شعر رنج ِ جُست‌وجوي ِ قافيه نبرم.


روزي که هر لب ترانه‌ئي‌ست
تا کم‌ترين سرود، بوسه باشد.

 

روزي که تو بيائي، براي ِ هميشه بيائي
و مهرباني با زيبائي يک‌سان شود.

 

روزي که ما دوباره براي ِ کبوترهاي ِمان دانه بريزيم...


و من آن روز را انتظار مي‌کشم
حتا روزي
که ديگر
نباشم.

+   چهارشنبه 13 دی1385/  17:0  /  حسین  | 





Powered by WebGozar