در پاس داشتٍ بزرگ ترین آرزو
"واپسين شعاع آفتاب شامگاهي
نشاندهنده ي راهي ست كه خواهانٍ در نوشتنٍ آنم
ابرهايي كه با وزش باد در حركت است
نشاندهنده ي راهي ست كه خواهانٍ در نوشتنٍ آنم
خش خشٍ برگ ها زير قدم هايم مي گويند:
بگذار تا فرو افتي
آن گاه راهٍ آزادي را باز خواهي يافت."
همسفر هميشه ي باران! درود بر تو
مي نويسي: "چقدر سخته،چرا آدم نتونه واسه ي خودش راحت زنده گي كنه"
با تو هم داستانم:
خود را از تمام پيش داوري هاي نفريني آزاد كن، از اين نياز به يافتن توضيحي براي هر
چيزي، از اين اجبار كه فقط بايد كاري را بكني كه ديگران مي پذيرند.
سرشتٍ هستي بزرگ ترين هدايا را به فرزندان خود داده است: نيروي گزينش و تعيين كردارٍ خويش.
در هنگام جست و جوي خواسته ها و در راه شناختٍ حقيقي، استوار گام بنه، امان مده كه ترس بر تو چيره گردد و رها شو از همه ي آن چيزها كه در بند خود گرفتارت كرده است.
- آرش واژه ي آزادي چيست؟
“ آه اگر آزادي سرودي مي خواند
كوچك
همچون گلوگاه پرنده ئي،
هيچ كجا ديواري فروريخته بر جاي نمي ماند.
ساليانٍ بسيار نمي بايست
دريافتن را
كه هر ويرانه نشاني از غيابٍ انساني ست
كه حضورٍ انسان
آباداني ست.
*
هم چون زخمي
همه عمر
خونابه چكيده،
هم چون زخمي
همه عمر
به دردي خشك تپنده،
به نعره ئي
چشم بر جهان گشوده
به نفرتي
از خود شونده،ـ
غياب بزرگ چنين بود
سرگذشت ويرانه چنين بود.
*
آه اگر آزادي سرودي مي خواند
كوچك
كوچك تر حتا
از گلوگاه يكي پرنده !”
-سرود آزادي در چه دستگاهي نواخته مي شود؟
“پيش از تو
صورتگران
بسيار
از آميزه ي برگ ها
آهوان را برآوردند؛
يا در خطوط كوهپايه ئي
رمه ئي
كه شبان در كج و كوج ابر و ستيغٍ كوه
نهان است؛
يا به سيري و ساده گي
در جنگلٍ پر نگارٍ مه آلود
گوزني را گرسنه
كه ماغ مي كشد.
تو خطوط شباهت را تصوير كن:
آه و آهن و آهكٍ زنده
دود و دروغ و درد راـ
كه خاموشي
تقواي ما نيست.
*
سكوتٍ آب
مي تواند خشكي باشد و فرياد عطش ؛
سكوتٍ گندم
مي تواند گرسنه گي باشد و غريو پيروزمند قحط
همچنان كه سكوت آفتاب
ظلمات است ـ
اما سكوت آدمي فقدان جهان و خداست:
غريو را تصوير كن!
عصر مرا
در منحني تازيانه به نيشخطٍ رنج ؛
همسايه ي مرا
بيگانه با اميد و خدا؛
و حرمتٍ ما را كه به دينار و درم بركشيده اند و فروخته.
تمامي الفاظ جهان را در اختيار داشتيم و
آن نگفتيم
كه به كارآيد
چرا كه تنها يك سخن
يك سخن در ميانه نبود:
- آزادي!
ما نگفتيم
تو تصويرش كن!”
ـ و در پايان با من بگو
تو آزادي را با كدامين خطوط ترسيم مي كني ؟ با كدامين رنگ؟...

