از کابوسی به کابوس دیگر
ابلها مردا
عدوي تو نيستم من
انكار تو ام...
در حالي كه سرگرم ارائه ي سند و مدركي بوديم كه نشان مي داد امريكاي جنايتكار(كه در سفرمان به سازمان ملل خيلي خودمان را به آب و آتش زديم تا مگر حتا عكسي با يكي از اهالي اش به يادگار بيندازيم اما داغ اش بر دل مان ماند...) تلاش مي كند تا از ظهور امام زمان جلوگيري نمايد، تعداد انگشت شماري دانشجو نما!!! (كه خصوصيات شان مانند تماشاگر نماها و ساير نما هاي ديگر مي باشد) كه مدرك داريم كه ده بيست نفر بيشتر نيستند ، در دانشگاه هاي سراسر كشور شعارهاي سبز سر دادند و ما هم براي احتياط، بيش از دويست نفر آنها را در روز دانشجو بازداشت كرديم. حيران مانده ايم كه چگونه است كه با اينكه تنها در طول شش ماه گذشته ده ها و صد ها نفر اينان را به خون نشانده ايم و صد ها و هزاران نفرشان را در تپه هاي اوين و بيابان هاي كهريزك به هواخوري فرستاده ايم ، اما اين ده ها نفر هنوز هم هستند!!! كه 16 آذر تمام نشده ، وعده ي محرم مي دهند و از كابوسي به كابوس ديگر ميبرند ما را، كابوس هايي كه خواب مان را حسابي آشفته كرده اند اين ماه ها...
پ.ن: نواي موسيقي اين سرزمين هم اين روزها به سكوت مي گرايد.مشكاتيان... و در پي آن پايور كه ديگر سنتور نمي نوازد براي مان...
